قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اوقات نماز یومیه در آیات قران

اوقات نماز یومیه در آیات قران

سوال : کدام آیات  در قرآن مجید اشاره به اوقات نماز یومیه دارد؟
پاسخ :

أَقِمِ الصَّلاهَ لِدُلُوک الشَّمْسِ إِلی غَسَقِ اللَّیلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کانَ مَشْهُوداً (اسراء آیه ۷۸)«نماز را از زوال خورشید (هنگام ظهر ) تا نهایت تاریکى شب بر پا دار، و (نیز) نماز صبح را (اقامه کن‏) که نماز صبح مورد مشاهده (فرشتگان شب و فرشتگان روز) است».

دلوک شمس به معنی زوال خورشید از دائره نصف النهار است که وقت ظهر می باشد،  «غسق اللیل» با توجه به اینکه غسق شدت ظلمت است، و تاریکی نیمه شب از هر وقت متراکم تر می باشد این کلمه روی هم رفته «نیمه شب» را می رساند. «قرآن» به معنی چیزی است که قرائت می شود و «قرآن فجر» روی هم رفته اشاره به نماز فجر است. به همین دلیل آیه فوق از آیاتی است که اشاره اجمالی به وقت نمازهای پنجگانه می کند، و با انضمام به سایر آیات قرآن در زمینه وقت نماز است، و روایات فراوانی که در این رابطه وارد شده، وقت نمازهای پنجگانه دقیقا مشخص می شود.


منبع: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۶۴۷و۶۴۸.

آیاتی در قرآن وجود دارد که به طور کلی به اوقات نماز اشاره دارند:

  1. در آیه ۲۳۸ سوره بقره،[۱]تنها اشاره به وقت یک نماز دارد؛ نماز وسطى که در این آیه آمده است، طبق تفسیر صحیح، همان نماز ظهر است‏.[۲]
  2. «أَقِمِ الصَّلاهَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلى‏ غَسَقِ اللَّیْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ»؛[۳]نماز را از زوال خورشید(هنگام ظهر) تا نهایت تاریکى شب (نیمه شب‏) و همچنین قرآن فجر (نماز صبح‏) برپا دار.

واژه «دلوک» از ریشه «دلک» گرفته شده است که به معنای سائیده شدن و کشیده شدن دو چیز به یکدیگر است که از مصادیق آن می‌توان به دست کشیدن به چیزی یا کشیدن کف کفش به زمین اشاره کرد. دلوک خورشید نیز؛ یا به معنای مرور آن از آخرین خط زمین است، که در این صورت اشاره به وقت غروب دارد[۴] و یا به معنای مرور آن بر اوج آسمان دارد، ‌که به معنای وقت زوال خورشید(هنگام ظهر) است.[۵]
اما واژه «غَسَق» یا به معنای تاریکی شدید است،[۶] که اشاره به نیمه شب دارد و یا به معنای اول تاریکی(از بین رفتن شفق؛ یعنی روشنایی غربی که بعد از غروب آفتاب دیده می‌شود) است.[۷] این عبارت می‌تواند، اشاره به نمازهای مغرب و عشاء داشته باشد.[۸]

عبارت «قرآن فجر» که از دو کلمه تشکیل شده است، بخش اول آن؛ یعنی «قرآن»، در اصل مانند کلمه «رجحان»، مصدر و به معنای خواندن است.[۹] اما بخش دوم آن؛ یعنی «فجر»، در اصل به معنای شکافتن است. به روشنایی قبل از طلوع آفتاب فجر گفته می‌شود؛ به این دلیل که انگار این روشنایی، تاریکی شب را می‌شکافد.[۱۰] این عبارت اشاره به نماز صبح دارد که هنگام فجر خوانده می‌شود.[۱۱] و چون در نماز قرائت قرآن انجام می‌شود، از باب تسمیه شیء به اسم جزئش، به آن قرآن گفته شده است.[۱۲] و به این دلیل که در وقت نماز صبح، فرشتگان شب جای خود را به فرشتگان روز می‌دهند و هر دو گروه، شاهد نماز صبح هستند، در انتهای این آیه، نماز صبح با عبارت «مشهود» [۱۳] توصیف شده است.[۱۴]

معنای دقیق این عبارات در برخی روایات ذکر شده است؛ در روایتی که از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نقل شده، چنین آمده است: «دلوک خورشید، زوال آن و غسق، نیمه شب است … قرآن فجر، نماز صبح است. این آیه به صورت مجمل، همه نمازهای پنج‌گانه را مد نظر قرار داده است».[۱۵]

در منابع اهل سنت نیز آمده است که جمع کثیری از دانشوران آنان، دلوک را به معنای زوال خورشید دانسته‌اند. [۱۶]
۳.  «وَ أَقِمِ الصَّلاهَ طَرَفَیِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْل»؛[۱۷] در دو طرف روز، و اوایل شب، نماز برپا دار.
درباره این‌که منظور از دو طرف روز، اشاره به کدام نماز است، نظرات مختلفی ارائه شده است. برخی آن‌را اشاره به نماز صبح و نماز مغرب دانسته‌اند و برخی آن‌را اشاره به نماز صبح و ظهر و عصر دانسته‌اند. ممکن است که اشاره به نماز صبح و نماز عصر باشد.[۱۸]

اما «زُلَف» که جمع «زلفه» است، به معنای ساعاتی از اوائل شب است. این بخش از آیه نیز می‌تواند اشاره به نمازهای مغرب و عشا داشته باشد.[۱۹] البته در روایتی؛ امام باقر(ع) می‌فرماید: «منظور از دو طرف روز، نماز صبح و نماز مغرب و منظور از زلف، نماز عشاء است».[۲۰]

این آیات با تفاسیر مختلفی که از آنها ارائه شده است، حداقل وقت خواندن برخی از نمازها را به طور اجمالی بیان کرده دستور به اقامه آنها داده است.


[۱]. حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاهِ الْوُسْطی.

[۲]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۱۲، ص۲۲۳، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.

[۳]. اسراء، ۷۸.

[۴]. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ‏۳، ص ۲۳۳، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۸ش.

[۵]. طریحی، فخر الدبن بن محمد، مجمع البحرین، محقق: حسینی اشکوری، احمد، ج ۵، ص ۲۶۶، تهران، مرتضوی، چاپ سوم، ۱۳۷۵ش.

[۶]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ج ۱، ص ۶۰۶، دمشق، بیروت، دار العلم، دار الشامیه، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.

[۷]. فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، ج ۴، ص ۳۵۳، قم، هجرت، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.

[۸]. طبرسی، فضل بن حسن، جوامع الجامع، ج ۲، ص ۳۴۱، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.

[۹]. قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج ‏۵، ص ۲۶۲، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ ششم، ۱۳۷۱ش.

[۱۰]. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ‏۱۲، ص ۲۲۲.

[۱۱]. شیرازی، مکارم، تفسیر نمونه، ج ۱۲، ص ۲۲، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.

[۱۲]. زمخشری، ابوالقاسم محمود بن عمرو، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج ۲، ص ۶۸۶، بیروت، دارالکتب العربی، چاپ سوم، ۱۴۰۷ق.

[۱۳]. إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کانَ مَشْهُوداً.

[۱۴]. عروسی حویزی، عبد علی، نور الثقلین، محقق: رسولی محلاتی، هاشم، ج ۳، ص ۲۰۱، قم، اسماعیلیان، چاپ چهارم، ۱۴۱۵ق.

[۱۵]. عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیّاشی‏، ج ۲، ص ۳۰۹، تهران،‏ المطبعه العلمیه، چاپ اول، ۱۳۸۰ق.

[۱۶]. ر.ک: آلوسی، سید محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج ۸، ص ۱۲۶، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.

[۱۷]. هود، ۱۱۴.

[۱۸]. طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، تحقیق: عاملی، احمد قیسر، ج ۶، ص ۷۹، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.

[۱۹]. قاموس قرآن، ج ۴، ص ۱۷۴.

[۲۰]. بحرانی، سید هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، ج ۳، ص ۱۳۸، قم، مؤسسه بعثت، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.