قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / رُکوع  و فلسفه آن

رُکوع  و فلسفه آن

رُکوع یکی از رُکنهای نماز است. رکوع معمولاً در هر رکعت یک بار انجام می‌شود

 واجبات رکوع:
۱. خم شدن به اندازه‌یی که بتواند دستها را به زانو بگذارد
۲. ذکر
۳.  آرامش بدن در حال گفتن ذکر رکوع
۴. ایستادن بعد از رکوع
۵. آرامش بدن بعد از رکوع

  پس از رکوع انسان می‌ایستد و سپس سجده را انجام می‌دهد.

در مورد ذکر رکوع و سجود باید گفت انسان هر ذکری که در رکوع و سجود بگوید کافی است و احتیاطاً[۱] آن ذکر به اندازه سه مرتبه “سبحان الله” یا یک مرتبه “سبحان ربی العظیم و بحمده” باشد.]

[۱]  این احتیاط از دیدگاه امام خمینی (ره) احتیاط واجب است.

[۲]  توضیح المسائل مراجع، ج ۱، ص ۵۶۲.

فلسفه رکوع

رکوع آن است که پس از پایان سوره، به نیّت تعظیم و فروتنى در برابر فرمان و عظمت پروردگار، تا حدى خم شویم که دست‏ها به زانوها برسد، کمر صاف باشد، گردن کشیده باشد. خم می‌شویم، یعنی کبریایی تو ما را به تعظیم وا می‌دارد و در برابر بزرگی و بی‌همتایی تو، سرو قامتمان می‌شکند.

رکوع ادب عابد است و سجود قرب او. و کسانى به خدا نزدیک تر مى‏شوند که در اظهار ادب کوتاهى نکرده باشند. ‌امام صادق(ع): « وَ فِی الرُّکُوعِ أَدَبٌ وَ فِی السُّجُودِ قُرْبٌ وَ مَنْ لَایُحْسِنُ الْأَدَبَ لَا یَصْلُحُ لِلْقُرْب» (بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۱۰۸).

شخصی به محضر امیر مؤمنان(ع) عرض کرد: «ای پسر عمِّ بهترین مخلوق خدا! معنای بلند کردن دو دست در تکبیر اول چیست؟» حضرت فرمودند: «معنای آن، الله اکبر، و معنای الله اکبر، آن است که خدا، واحد و اَحَدی است که هیچ چیز مانندش نیست و با هیچ چیز قیاس، و با اشیا و اجناس مشتبه و با حواس درک نمی‌شود.»
آن شخص عرضه داشت: «اینکه گردن را در وقت رکوع می‌کشند، چه معنایی دارد؟» حضرت فرمودند: «تأویلش آن است که: «آمَنتُ بِوَحدانِیَّتِکَ وَ لَو ضَرَبْتَ عُنُقِى؛ به وحدانیت تو ایمان آورده‌ام، اگر چه گردن مرا بزنى.» (علل الشرایع، ج ۲، ص ۵۹)

وقتى که نمازگزار به رکوع خم مى گردد در حقیقت با عمل خود به ذلّت و خواریش و با ذکر رکوع به عظمت و کبریائى خداوند اعتراف و اقرار مى کند. و این بهترین نوع تواضع عبد در مقابل مقام کبریائى حق است. به همین خاطر که او خدا را به عظمت و بزرگى یاد کرد خدا نیز او را در نزد بندگان عزت و بزرگى مى بخشد. 
در روایتی از امام حسن عسکرى(علیه السلام) آمده که فرمودند: «چون نمازگزار به رکوع رفت خداوند تبارک و تعالى خطاب به فرشتگان مى فرماید: اى ملائکه من آیا نمى بینید بنده نمازگزار چگونه براى بزرگى و عظمت من تواضع مى کند؟ شما را گواه مى گیرم که هر آینه او را در دار کبریائى و جلال خودم بزرگ سازم»( بحار الانوار، ج۸۲ ص۲۲۱)
هر چند که قرب کامل در سجده حاصل مى شود ولی تا موقعی که ادب خضوع در رکوع کامل نگردد، قرب مطلق بدست نمی آید چون نقص در هر جزئى به کل سرایت مى کند. چنانچه از پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) نقل شده که: «هرکس که وضو و رکوع و خشوعش در نماز کامل نباشد نمازش ناقص است»( جامع احادیث الشیعه، ج۴ ص۴۴). و خلاصه کلام در فلسفه رکوع این است که هیچ بنده اى براى خدا به حقیقت رکوع نکند مگر آن که خداوند تعالى او را به نور جمال خویش بیاراید و در سایه کبریائى خود در آورد و جامه برگزیدگانش بپوشاند. 
رکوع مرحله اوّل است و سجود مرحله دوّم، هرکس که معنى و حقیقت اوّلى را به جاى آورد شایستگى دوّمى را یافته. پس باید که رکوع با خضوع و خشوع کامل باشد تا سجده به تَبَع آن کامل گردد